14
اسفندPersian Moons Name
1400
50 بازدید

خلاصه کتاب سبک شناسی معماری ایرانی (بخش هفتم: شیوه اصفهانی)

سبک شناسی معماری ایرانی (بخش هفتم: شیوه اصفهانی)
نام کتاب: سبک شناسی معماری ایرانی
ناشر: انتشارات سروش دانش
نویسنده: دکتر محمدکریم پیرنیا
تدوین و گردآوری: دکتر غلامحسین معماریان
ویراستار: مهندس علی محمد رنجبر کرمانی
صفحه آرا: علی تصدیقیان
تصویر روی جلد: رولف بنی از کتاب ایران پل فیروزه
در آخرین بخش کتاب سبک شناسی معماری ایرانی، شیوه اصفهانی توضیح داده شده است. شیوه اصفهانی آخرین شیوه معماری ایرانی است. خاستگاه این شیوه، شهر اصفهان نبوده است ولی در آنجا رشد کرده و بهترین نمونه های آن در این شهر ساخته شده اند. این شیوه در برگیرنده شیوه هایی است که در نوشته های غربی به شیوه صفوی، افشاری، قاجاری و زند_قاجار نامیده شده است.
این شیوه در دو دوره خلاصه میشود: دوره اول، کمی پیش از روی کار آمدن صفویان از زمان قره قویونلوها آغاز شده و در پایان روزگار محمد شاه قاجار دوره نخست آن به پایان میرسد. دوره دوم آن، زمان پسرفت و انحطاط این شیوه است که از زمان افشاریان آغاز و در زمان زندیان دنبال شد. از آن پس دیگر شیوه ای جانشین شیوه اصفهانی نشد و با اینکه تلاش شد این رشته پیوسته در معماری ایران پاره نشود، اما دیگر معماری آن سیر و روند تکاملی پیشین را پی نگرفت.
معماری شیوه اصفهانی:
در کتاب ویژگی های معماری شیوه اصفهانی این چنین آمده است:
1. ساده شدن طرح ها که در بیشتر ساختمان ها، فضاها یا چهارپهلو (مربع) یا مستطیل بودند.
2. برعکس شیوه آذری که هندسه قوی و طرح های پیچیده داشت در سبک اصفهانی هندسه ساده و شکل ها و خط های شکسته بیشتر بکار رفت.
3. پیش آمدگی و پس رفتگی در تهرنگ ساختمان ها کمتر شد و به جای آن گوشه های پخ در ساختمان ها رایج تر شد.
4. پیمون بندی و بهره گیری از اندام ها و اندازه های یکسان در ساختمان ها دنبال شد.
5.سادگی طرح ها در بناها هم آشکار بود.
نیارش شیوه اصفهانی:
در این شیوه بدلیل تنگی زمان و کم شدن تعداد معماران چیره دست کیفیت ساختمان سازی افت کرد و ساختمان ها مثل گذشته پایدار و ماندگار نبودند.
یکی از شیوه های مهم نیارشی در معماری ایران این بوده که معماران ما همواره به نشست کلی ساختمان، در روند ساخت و اثر آن در نماسازی توجه میکردند. در شیوه رازی برای اینکه نشست پدید نیاید زبره و نما باهم انجام میشد و این دو را با هم چفت و بست میکردند تا نشست یکسان اتفاق افتد. اما در شیوه آذری و اصفهانی چون برای ساختن عجله داشتند زبره و نما را جداگانه میساختند.
در شیوه اصفهانی همه گونه تاق ها و گنبدها استفاده میشد و گنبدهای گسسته میان تهی در اکثر ساختمان های این شیوه به زیبایی دیده میشود مثل:گنبد مسجد امام اصفهان،گنبد مدرسه چهارباغ و گنبد مدرسه آقابزرگ کاشان و…
در شیوه اصفهانی برخی ساختمایه ها را ابتدا تغییر میدادند و سپس استفاده میکردند که این کار کیفیت ساختمان را پایین میاورد و به ایستایی ساختمان آسیب میزد. اما معماران گذشته هر ساختمایه ای را  به شکل نخست خود بکار میبردند، به این صورت که در گذشته آجر را بدون تراشیدن و چوب را به صورت طبیعی که تنه درخت بود استفاده میکردند اما در شیوه اصفهانی از آجر آبساب یا آجر چهارتراش استفاده میکردند.
افزون بر این ها شیوه اصفهانی نقاط ضعف دیگری هم داشت که قبلا در معماری ایران نبود مثل خوانچه ها و پوشش های آویخته، بی باکی و جسارت بیش از اندازه در پوشش گنبدها بویژه کلاه فرنگی ها، آزادی بی حساب در انتخاب اندازه جرزها و ستون های باربر بر روی تاقهای زیرین و بسیاری موارد دیگر که همگی از روی شتاب در ساختمان سازی بود.
آرایه های شیوه اصفهانی:
در این شیوه از همه آمودهای شیوه های قبل استفاده میشد. البته بیشتر از “کاشی خشتی هفت رنگ” بجای کاشی تراش (معرق) بهره میگرفتند. همچنین افزون برکاشی تراش، از آجر و چوب هم به گونه خمیده بریده شده استفاده میکردند که به آن قواره بری میگفتند، نمونه آن در خانه جلفا است. برای بدست آوردن کاشی هفت رنگ، روش کاشی سفید لعابدار را نقاشی میکردند و رنگ میزدند و سپس در کوره میپختند. سپس کاشی های پخته شده را به ترتیب نخست، روی کار میچیدند تا نگاره اصلی بدست می آیند. همچنین چون گمان میکردند که کاشی ها خوب از کار در نیایند، دو دسته کاشی می پختند.
برای ساخت کاشی تراش و گره سازی آجری تا زمان زندیان از ملات پایدار گیر چارو استفاده میکردند و از قاجاریان به بعد متاسفانه از ملات گچ استفاده کردند و چون سست بود تکه های کاشی یا آجر از کار زود کنده میشدند. رنگ های خانواده آبی را از لاجورد میگرفتند و رنگ های خانواده زرد، قهوه ای و حنایی را از روسوخته میگرفتند. رنگ قرمز و خانواده آن مثل سرخابی و ارغوانی را از شنگرف (آمیزه ای از گوگرد و جیوه) و رنگ های قهوه ای سوخته و سیاه را از آب سرب و سفید آب سرب و روی و قلع میگرفتند.
در کتاب آمده است که ساختمان های شیوه اصفهانی فراوان هستند. برخی از ساختمان های ارزشمند که از دوره نخست سبک اصفهانی بجا مانده اند، اینها هستند: مسجد شاه ولی تفت، کاخ شاه طهماسب در جعفرآباد قزوین، ارسن نقش جهان اصفهان و چهار ساختمان پیرامون آن، مدرسه چهارباغ و کاروانسرا، کوشک هشت بهشت، چهل ستون و ارسن گنجعلی خان در کرمان
ساختمان هایی که از دوره دوم و از زمان پسرفت باقی ماندند مثل ارسن ابراهیم خان، ارسن وکیل، ارسن حاج آقا علی در کرمان، ارگ کریم خان. مسجد وکیل، حمام و بازار وکیل در شیراز. باغ نظر، باغ ارم و باغ جهان نما و … نام برده شده اند.
در ادامه کتاب به معرفی کامل آثاری از جمله مسجد شاه ولی تفت، کوشک چهل ستون، نقش جهان اصفهان، مسجد امام اصفهان، مسجد شیخ لطف الله، کاخ عالی قاپو، کوشک هشت بهشت، کوشک چهل ستون، پل خواجو، مدرسه خان شیراز، ارسن گنجعلی خان، مدرسه چهارباغ اصفهان، کلات نادری، باغ دولت آباد، بازار و مسجد وکیل، باغ دلگشای شیراز، ارسن کرمان، مدرسه و مسجد آقا بزرگ کاشان و شمس العماره پرداخته است. در ادامه این مطلب به معرفی مختصر از دو مورد از آثار شاخص این سبک میردازیم:
نقش جهان
ارسن مجموعه ای از ساختمان هاست که نیازهای شهری را برآورده میکند. یکی از ارسن های بزرگ ایران و جهان نقش جهان اصفهان است. اندازه آن حدود 150*500 متر است و نسبت یک به سه دارد. این میدان در گذشته بزرگتر بوده و بازارهایی در گرداگرد آن بوده، سپس برای جلوگیری از رانش تاق ها، بازارها، دهانه ها و تاق هایی به میدان افزوده شد که میدان را کوچکتر کرد. در زمان شاه صفی این دهانه ها به مغازه تبدیل شدند. این میدان سه محور دارد: در محور شمالی_جنوبی آن مسجد امام و قیصریه جای دارند و در محور شرقی_غربی آن مسجد شیخ لطف الله و کاخ عالی قاپو جای دارند. در محور سوم که شرقی و غربی و در راستای خیابان چهل ستون بوده در گذشته ساختمان هایی بوده که ویران شده اند. خود میدان درگذشته محل بازی چوگان بوده که هنوز میل های سنگی آن دیده میشود.
در پشت ارسن میدان، ساختمان ها و باغ های فراوانی بوده که تا کنار زاینده رود کشیده شده بودند و امروزه تنها کوشک های چهل ستون و هشت بهشت و چندمورد دیگر برجای ماندند.
کوشک هشت بهشت
این کوشک در زمان شاه سلیمان در سال 1080 قمری درمیان باغی به بزرگی هشت جریب که “باغ بلبل” نام داشت، ساخته شد. در این باغ هشت ساختمان وجود داشت که تنها یکی به جا مانده است. این ساختمان از هر سمت به باغ باز میشده به همین خاطر آن را “کوشک”میگویند.
فضای میانی این کوشک حوضخانه است  که از هرسو باز است. اتاق های اطراف آن هیچکدام مانند هم نیستند. طرح اشکوب اول نیز با اشکوب دوم متفاوت است. در گذشته پلکانی در بیرون ساختمان و در چهارگوشه آن بوده است. در زمان شاه صفی پلکانی در درون برای آن درست کردند. پایه ها و جرز های بالا را روی تاق های زیرین گذاشته شده اند. در آسمانه حوضخانه، روشندان و پتکانه بسیار زیبایی با زمینه شش کشکولی کار شده است. روی یکی از درآیگاه های طبقه دوم که اکنون بسته است، اب از بالا مانند آبشار به پائین میریخته و از آن به حوض میانی و چهار ایوان میرسیده است.