14
اسفندPersian Moons Name
1400
56 بازدید

خلاصه کتاب سبک شناسی معماری ایرانی(بخش دوم: شیوه پارسی)

سبک شناسی معماری ایرانی(بخش دوم: شیوه پارسی)
نام کتاب: سبک شناسی معماری ایرانی
ناشر: انتشارات سروش دانش
نویسنده: دکتر محمدکریم پیرنیا
تدوین و گردآوری: دکتر غلامحسین معماریان
ویراستار: مهندس علی محمد رنجبر کرمانی
صفحه آرا: علی تصدیقیان
تصویر روی جلد: رولف بنی از کتاب ایران پل فیروزه
در بخش دوم این کتاب، نویسنده به معرفی معماری پیش از پارسی و معماری پارسی میپردازد. شیوه پارسی، نخستین شیوه معماری ایران است که روزگار هخامنشیان تا حمله اسکندر به ایران، یعنی از سده ششم پیش از میلاد تا سده چهارم را در بر میگیرد. نام این شیوه از قوم آن زمان پارس برگرفته شده است. نویسنده پیش از آغاز بررسی این شیوه، ابتدا معماری پیش از پارسی را معرفی میکند.
معماری پیش از پارسی:
پیش از کوچ آریایی ها به ایران ملتی نه چندان شناخته شده در ایران زندگی میکردند که معماری پیشرفته ای داشتند نمونه این معماری پیشرفته، تپه زاغه است. کتاب توضیحاتی در مورد ویژگی های معماری تپه زاغه ارائه میدهد.
معماری ایلامیان:
ایلامیان هزارسال پیش در دشت خوزستان سکونت داشتند و سرانجام در سده هفتم بدست آشوریان برافتادند. مرکز تمدن آنها شهر شوش بود که تمامی عناصر حکومتی مثل ارگ و نیایشگاهی بنام زیگورات که شباهت زیادی به معماری پیشرفته سومریان دارد داشت. امروزه در هفت تپه خوزستان بازمانده معماری ایلامی هست که نمودار پیشرفت در فن ساختمان سازی است. ساختمانهای ایلامیان طرحی راست گوشه و آسمانه های تاق ضربی داشت و از تیر و آسمانه تخت بهره میگرفتند. نمونه معماری ارزشمند ایلامی زیگورات چغازنبیل است که در ادامه بحث، به معرفی کامل تری از زیگورات چغازنبیل میپردازد.
پارس ها:
کتاب بیان میکند که هزاران سال پیش، دسته ای از نژاد هند و اروپایی در تاریخ ناپیدایی از تیره اصلی خود جدا شدند و در سرزمینی ساکن شدند، مردم آنها را نژاد هند و ایرانی خواندند. بار دیگر یک دسته بزرگ از آنها بنام “سکا” جدا شد و خود به دو دسته تقسیم شدند که یکی از آنها قوم “اری” یا “آریا” بودند.
تیره آریا پس از چندی به چند دسته بزرگ تقسیم شدند، دسته ای از آنها پس از گذر از مناطق متعدد در نهایت نزدیک به 2000 تا 1500 سال پیش از میلاد به ایران کنونی آمدند. نخستین جایی که براساس نوشته اوستا زادبوم این تیره بود سرزمین “آییرن ویچه” یا ایران ویچ بود که به گمان پژوهندگان همان سرزمین خوارزم امروز است.
در اوایل قرن هفتم پیش از میلاد یکی از سران تیره های روسای قبایل ماد به نام “دیاکو” فرمانروا شد و دودمان مادها را تاسیس کرد.آنها از 728 پس از میلاد تا 550 فرمانروایی کردند. دولت ماد در سال 550 بدست هخامنشیان سرنگون شد و جزو دولت پارس گردید.
یکی از ساختمانهای بازمانده ازمادها تپه نوشیجان است که مربوط به سده 7 تا 8 میلادی است. ساختمان مرکزی آن دارای چند تالار است که این کشیدگی منطق ایستایی دارد و تاق های اجرا شده در آن از گونه جناقی هستند که به روش ضربی آجرچینی شده اند. دیوارهای مجموعه ستبر است تا جلوی رانش را بگیرند. گرداگر ساختمان تاق نماهایی با چفد جناقی کار شده است.
نمونه دیگر معماری مادها استودانها هستند. در آن زمان بدترین کارها را آلوده نمودن چهارعنصر  آب، خاک، آتش و هوا میدانستند به همین دلیل مردگان را خاک نمیکردند. آنها مردگان را روی شبکه فلزی و آهنی در کریاس خانه ها میگذاشتند. نساکشها مردگان را در دخمه ها میگذاشتند و این دخمه ها را به بیرون آبادی ها و در میان صحرا میساختند. شکل  دخمه ها مثل برجی گرد است که در نداشته با نردبان آهنی از آن بالا رفته مرده را درون دخمه ها میگذاشتند و آنرا به سنگ میبستند تا جانوران لاشخور نتوانند استخوان انها را همراه با گوشت بخورند. این استخوانهای مانده را تمیز کرده و در جعبه سنگی در داری (مثل صندوق) قرار داده و درجایی بنام “اسدان” استخوان دان یا “استودان” میگذاشتند تا با خاک تماس پیدا نکند. بنای دکان داوود در نزدیکی سرپل ذهاب، در فخریکه کردستان، سکاوند در نزدیکی سقز نمونه استودانها است.
معماری پارسی:
کتاب بیان میکند که یکی از ویژگی های ایرانیان کهن، باور به تقلید درست بوده که آنرا بهتر از نوآوری بد میدانستند. به گمان فراوان آریایی ها هنگام کوچ و گذر از کنار دریاچه ارومیه در برخورد با ارارتویی ها از آنها الگو گرفتند و آنرا برساو کردند. نمونه این الگوبرداری هم در معماری و هم نیارش شیوه پارسی یافت میشود که نمونه آن تالار ستوندار و کلاوه ها هستند. برای مثال نیایشگاه ارارتویی ها تالاری با آسمانه تخت چوبی و ستونهای چوبی درمیان تالار داشت. همین روش را آریایی ها در شوش هم استفاده کردند البته ستون را از سنگ و دیوارهای گرداگرد را از خشت تا ستبرای 5گز میساختند. با بکار بردن خشت و پوشش دو پوسته جلوی ورود گرما به درون را میگرفتند، بدین گونه آریایی ها از معماری ارارتویی ها الگوبرداری میکردند.
نیارش معماری پارسی:
در این معماری، آسمانه تخت با تیر و ستون اجزای اصلی ساختمانی بودند. از چوب برای پوشش دهانه هایی از 2.5 تا 3.5 گز استفاده میکردند. اما در تخت جمشید دهانه میان دو ستون را 6گز هم میگرفتند که بزرگترین دهانه چوب پوش در جهان آنروز بود. این چوب ها را از جبل عامل لبنان میاوردند. همچنین پارسیان برای افزایش  توانایی باربری تیر اتاق هایی میساختند که دو ستون در میان داشت و دو تیر چوبی را با کنف بهم میبستند و روی ستونها میگذاشتند.
در معماری پارسی نوآوری شگفتی در ساخت آسمانه تخت بکار بردند به این صورت که در تیرریزی آسمانه برای اینکه تیرچه ها در دو دهانه کنارهم، سنگینی بار را بر روی یک تیر باربر نگذارند راستای چیدن آنها را تغییر دادند و برای این کار سر هر تیرچه بالشتکی به پهنای یک تیر باربر پیدا میکردند که به گسترش بار تیرچه کمک میکرد.
بنیاد شیوه پارسی از ساختمانهای ساده که در سرزمین های غرب و شمال غرب ایران بود گرفته شد اما پدیده تازه که با گسترش فرمانروایی پارسی ها روی داد همکاری هنرمندان مختلف از سرزمین های گوناگون در کارساختمان سازی بود.
با وجود اینکه ساختار اصلی ساختمانهای آن روزگار از سنگ بوده اما از دیوار خشتی برای عایق استفاده میکردند. در آن زمان در شوش دیوار خشتی به ستبرای 5 گز ساخته میشد. در تخت جمشید و پاسارگاد از این روش در ساخت تیرپوشها استفاده کردند، با اینکه الگو تکراری بود اما آنها دهانه ها را تا 10 متر پهنا(از محور تا محور ستونها) رساندند و این شیوه ساخت برای اولین بار در معماری جهان آن روز رخ داد.
آرایه شیوه پارسی:
آرایه های بکار رفته در شیوه پارسی هرکدام منطق خاصی داشت. در دخمه های مادی برای سوارکردن و نگداشتن دو تیر در کنارهم بر بالا و دو سوی یک ستون آنها را با ریسمانی بنام کبال بهم میبستند و سپس تخته ای روی آنها به عنوان بالشتک میگذاشتند. در گذر زمان این چفت و بست و ریسمان کشی عوض شد و شکلی مثل سرستونهای ایونی پیدا کرد. مثلا سرستونهای کله گاوی در گودی پشت آنها سرتیرها جای میگرفتند و از رانش جلوگیری میکردند. در واقع هر آرایه در عین اینکه یک زیبایی بودند دارای منطق نیارشی هم بودند.
در ادامه کتاب به معرفی چند مورد از آثار این دوره مثل نقش رستم، پاسارگاد، باغ ایرانی، آرامگاه کوروش، تخت جمشید، کاخ شوش و کاخ آپادانا میپردازد. ما در این مطلب دو مورد شاخص تر آنها یعنی باغ ایرانی و تخت جمشید را به اختصار معرفی میکنیم.
باغ ایرانی:
کوروش در جریان ساخت یادمان برای خود برای اولین بار از باغ به عنوان بخشی که مکمل کننده طرح اصلی است استفاده کرد که درواقع خود باغ به عنوان اقامتگاه سلطنتی شمرده میشد.
در داخل باغ آبگذر سنگی به بهترین شکل از سنگ های سفید و براق ساخته شده اند و نقش بسیار مهمی در آبیاری باغ های پاسارگاد داشتند. در بررسی پلان باغ نکته مهم در مرکز پلان و ویژگی هندسی ان است. درواقع باغ اندرونی هست که در اطراف مسیر از گل و گیاه درختان و وسط مسیرها از آبریزها استفاده شده و مسیر دید به کوشک ها را فراهم میکرده و الگویی چهارقسمتی از محوطه های مستطیلی شکل که کاملا مطابق اندازه های کل باغ است میساخته که اکنون میتوان یکی از بنیادی ترین روش ها در طرح باغهای متاخر ایرانی را که همان چهارباغ است در پلان باغ اصلی کوروش در پاسارگاد دید.
تخت جمشید
مجموعه تخت جمشید در سده پنجم پیش از میلاد ساخته شدند و عبارتند از: پلکان بزرگ ورودی، دروازه ملل، تالار صدستون، ورودی کاخ مرکزی، تچرای داریوش، هدیش، خشایار شاه و حیاط روبروی آن، تالار شورا، خزانه شاهی و ساختمانهای دیگر است…
در نقشه این ساختمانها درونگرایی بخوبی دیده میشود و هرساختمان راهرو و فضاهای خدماتی مجزا داشته که مربوط به باور مردم آن زمان به اصل حجاب بوده حتی برای کنده کاری های روی سنگ ها تصویر زن استفاده نمیکردند.
اجزای نیارشی این ساختمانها تیر و ستون بوده و از چوب در ساخت تیرپوش های تالار آپادانا استفاده میکردند. دیوارها ستبر بوده روی آن سنگ تراشی می شده.نمای بیرونی از تخته سنگ و نمای درونی از کاشی لعابدار بوده.
ستونهای تخت جمشید از بلندترین ستونهای ساخته شده تا آن زمان در تمام دنیا بوده. نقش های سرستون طرحی ایرانی داشتند و بگونه ای کله گاوی، کله شیری و کله عقابی حجاری شده اند.برروی این ستونها “پالار” یا تیر اصلی و روی آن “فرسب” کار گذاشته میشد. درمجموع طرح این ساختمانها نظم دقیقی دارد که با شیوه ای خاص و با دیوارهای ساده، فضاهای مختلف را از هم جدا کرده اند.
در انتهای بخش، کتاب با بررسی نمونه موردی ها به چند نکته کلی در مورد سبک پارسی رسیده است و آنها را در بخش های معماری، نیارش و آرایه اینگونه عنوان میکند:
معماری:
1.بهره گیری از شیوه ارارتوها در طرح فضاهای راستگوشه، تالار ستوندار و کلاوه ها
2.ساخت ساختمان روی سکو و تختگاه
3.درون گرایی(بویژه در تخت جمشید و شوش)
4.ارتباط دادن بخش های فرعی به بخش های اصلی با راه های پنهانی
5.ساخت سایبان و آفتابگیر در جاهای ضروری
6.زیبا سازی پیرامون ساختمانها
نیارش:
1.روش آسمانه تخت چوبی و شیبدار با تیرریزی عمود برهم
2. دیوارهای جداکننده با خشت
3.بهره گیری از آسمانه خمیده و تاق در زیرزمین ها
4.سنگ بریده و منظم و پاکتراش و گاهی صیقلی از بهترین ساختمایه ها
5.پی سازی با سنگ لاشه و گاورس
6.نماسازی بیرونی با سنگتراش و نماسازی درونی با کاشی لعابدار
7.کفسازی با بهترین ساختمایه
آرایه ها:
1.بهره گیری از سرستون با جزییاتی که برای بارگذاری تیرچه های چوبی مناسب باشد و سرستونها.
2.آرایش درگاه ها و سردرها با بهره گیری از زغره ها و پتکانه ها.
3.آرایش فضای درونی با کاشی لعابدار
4.آرایش تارمی پلکان های کوتاه و مالرو با نقش های برجسته و کنگره های زیبا.