14
اسفندPersian Moons Name
1400
51 بازدید

خلاصه کتاب سبک شناسی معماری ایرانی(بخش اول)

سبک شناسی معماری ایرانی(بخش اول: اصول معماری ایرانی)

نام کتاب: سبک شناسی معماری ایرانی

ناشر: انتشارات سروش دانش

نویسنده: دکتر محمدکریم پیرنیا

تدوین و گردآوری: دکتر غلامحسین معماریان

ویراستار: مهندس علی محمد رنجبر کرمانی

صفحه آرا: علی تصدیقیان

تصویر روی جلد: رولف بنی از کتاب ایران پل فیروزه

 

اصول معماری ایرانی:

کتاب عنوان میکند که بطور کلی، هنر و معماری در جهان اسلام شامل 4 دبستان یا شیوه بنیادین اصلی است. این چهار شیوه اصلی را شامل شیوه مصری، شامی، مغربی و ایرانی نام میبرد و محدوده دربرگیری آنها را به اختصار معرفی میکند…

این کتاب به طور کامل درمورد شیوه ایرانی و تغییراتی که در طول سه یا چهار هزار سال در معماری ایران رخ داده میپردازد. و افزون بر بررسی روش ها و شیوه هایی که معماران ایرانی بکار برده اند، منطق، انگیزه کار آنها و نکات درست یا غلط آنها را در شش شیوه بررسی میکند. این شش شیوه بر پایه خواستگاهشان اینچنین نام گذاری شده اند: پارسی و پارتی از پیش از اسلام، خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی از پس از اسلام که در بخش های آینده به این شیوه ها جداگانه میپردازد.

بخش نخست: اصول معماری ایرانی

کتاب بیان میکند که هنر و معماری ایرانی از دیرباز دارای 5 اصل بوده که به خوبی در همه نمونه ها نمایان شده است. در ادامه هر 5 اصل به طور کامل توضیح داده شده است که خلاصه آن ها به شرح زیر است:

1.مردم واری

مردم واری به معنای رعایت تناسب میان اندام های ساختمانی با اندام های انسان و توجه به نیازهای او در کار ساختمان سازی است. معماری همیشه و همه جا هنری وابسته به زندگی انسان است لذا توجه به نیاز انسان و تناسب فضایی برای بهره بری راحت او از فضا اهمیت دارد.

مردم واری در اندام های ساختمانی اینگونه نمایان میشود که برای نمونه اتاق سه دری که بیشتر برای خوابیدن بود به اندازه نیاز یک خانواده طراحی میشده است. معمار ایرانی بلندای درگاه را به اندازه بلندای بالای مردم میگرفته و روزن و روشندان را چنان طراحی میکرده که نور به اندازه دلخواه به درون سرا وارد شود. همچنین پهنای اتاق خواب به اندازه یک بستر بوده و بلندای تاقچه و رف به اندازه ای بوده که نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد.

2.پرهیز از بیهودگی

در معماری ایران تلاش میشده کار بیهوده در ساختمان سازی نکنند و از اسراف پرهیز میکردند. در ایران همواره هنرهای وابسته به معماری کارکرد مهمی داشتند و صرفا برای تزئینات نبودند. برای مثال: اگر نیاز باشد در زیر سقف پوششی در برابر سرما و گرما باشد یا افراز بنا که ناگزیر از پیمون است، به میزان لازم کوتاه تر بشود، باید تنها با افزودن کاربندی کوتاهتر و “باندام” و مردم وار تر شود. اگر ارسی و روزن بنا با چوب یا گچ و شیشه های رنگین، گره سازی میشود تنها جنبه تزیینی ندارد بلکه برای این است که در پیش آفتاب تند و سوزان، پناهی باشد تا چشم را نیازارد. یا استفاده از کاشی در آمود گنبدها تنها برای زیبایی نقش و نگار نبوده بلکه تکه های رنگی کاشی، آسانتر تعمیر و بازسازی میشدند. درواقع باید دانست واژه “زیبا” به معنای “زیبنده بودن” و “تناسب داشتن” است نه قشنگی و جمال.

3.نیارش

در معماری گذشته نیارش به دانش ایستایی، فن ساختمان و ساختمایه شناسی گفته میشده است. معماران گذشته به نیارش ساختمان بسیار توجه میکردند و آنرا از زیبایی جدا نمیدانستند. معماران گذشته از طریق تجربه، به اندازه هایی برای پوشش ها و دهانه ها و جرزها دست یافته بودند که همه برپایه نیارش بدست آمده بود. “پیمون” اندازه های خرد و یکسانی بود که در هر جا در خور نیازی که بدان بود بکار میرفت. پیروی از پیمون هرگونه نگرانی درباره نا استواری یا نا زیبایی ساختمان را از بین میبرده است.

4.خودبسندگی

معماران ایرانی تلاش میکردند ساخت مایه مورد نیاز خود را از نزدیک ترین جاها بدست آورند و چنان ساختمان میکردند که نیاز به ساختمایه مناطق دیگر نباشد و “خود بسنده” باشند. بدین گونه ساختمان با شتاب بیشتری انجام میشده و ساختمان با طبیعت پیرامون خود “سازوارتر” در می آمده است و هنگام نوسازی یا بازسازی آن، همیشه ساختمایه آن در دسترس بوده است. درواقع معماران ایرانی بر این باور بودند که ساختمایه باید “بوم آورد” یا “ایدری” باشد. به عبارتی محصول همان جایی باشد که ساختمان ساخته میشود و تا حد ممکن از احتمالا محلی بهره گیری شود.

برای نمونه در تخت جمشید بهترین سنگ را از یک معدن در نزدیکی دشت مغان بدست آوردند. همچنین برای گود کردن ساختمان برای ساخت میانسرا گود یا باغچال یا گودال باغچه در خانه ها و دسترسی به آب باید خاکبرداری میکردند.معماران خاک برداشته شده را دوباره در همان ساختمان استفاده میکردند.

5.درونگرایی

در ساماندهی اندام های ساختمانها بویژه ساختمان های سنتی، باورهای مردم بسیار کارساز بود. یکی از این باورها ارزش نهادن به زندگی شخصی و حرمت آن و نیز عزت نفس ایرانیان بوده که این امر معماری ایران را درونگرا کرد. معماران با ساماندهی اندام های ساختمان در گرداگرد یک میانسرا ساختمان را از جهان بیرون جدا میکردند و تنها یک هشتی ارتباط این دو را برقرار میکرد. سردر این خانه ها دو سکو وجود داشت و درهای آن دارای دو کوبه جدا برای مردان و زنان بود. دو دالان یکی از بخش بیرونی و دیگری از بخش اندرونی خانه به هشتی راه داشتند. اندرونی تنها برای زندگی خانواده بوده و بیگانگان به آن راه نداشتند.