08
اسفندPersian Moons Name
1400
48 بازدید

معرفي و نقد فيلم Inception2010

کارگردان: کریستوفر نولان
تهیه کننده: اما توماس و کریستوفر نولان
بازیگران: لئوناردو دی‌کاپریو، کن واتانابه، جوزف گوردون لویت، ماریون کوتیار، الیوت پیج، تام هاردی، دیلیپ رائو، کیلین مورفی
تام برنگر و مایکل کین
ژانر: اکشن، علمی و تخیلی
فیلمبردار: والی ویستر
موسیقی: هانس زیمر
تاریخ انتشار: ژوئیه 2010
مدت زمان: 148 دقیقه
دام کاب یک مهره از سازمان های جاسوسی و نظامی امریکاست. او توانایی عجیبی در نفوذ به ناخودآگاه انسان ها دارد. او زمانی که دیگران در خواب هستند و ذهنشان در آسیب پذیر ترین حالت است، از طریق رویا به ضمیر ناخودآگاه افراد میرود و در آن جا چیزهایی را که میخواهد تغییر میدهد یا کامل حذف میکند. چالش آخرین پروژه او در این است که باید برای اولین بار در ذهن صاحب رویا یک فکر جدید را اضافه کند. رابرت فیشر وارث شرکت پدری خودش، موریس فیشر است و هدف دام کاب این است که با رفتن به رویای او، اندیشه نابودی امپراطوری پدرش را در ذهن او بکارد. دام کاب پروژه خود را با همکاری سایتو به عنوان کارفرمای پروژه، آرتور به عنوان دستیارش، آریادونی معمار و ایمز به عنوان جاعل چهره و یک شیمیدان که وظیفه بیهوشی اعضای گروه را به عهده دارد، شروع میکند. پس از اینکه دام کاب و گروه شش نفره اش به درون رویای فیشر میروند داستان واقعی شروع میشود. این پروژه قدری سخت تر از آن چیزی بود که آنها تصور میکردند زیرا رابرت فیشر در دنیای واقعی تعلیم دیده بود که چگونه برضمیر ناخودآگاه خود مسلط باشد. بنابراین در خواب نیز مقاومت سرسختانه ای از خود در مقابل گروه دام کاب نشان میدهد و این آغاز رویا درون رویا بود…
این فیلم به اهمیت نقش معمار و ساختاری که او طراحی میکند اشاره دارد. در این فیلم آریادنی دانشجوی معماریست که به عنوان معمار عضو گروه است و دنیای درون خواب را طراحی میکند. روند کاری او به عنوان معمار در این پروژه، بسیار شبیه به اکثر پروژه های دنیای واقعی میباشد. آنها پس از گفتگو و شناختن نیازهای پروژه اقدام به طراحی میکنند. این طراحی شبیه به یک طراحی واقعیست که در روند مطالعات، کرکسیون و ساختن ماکت و دیدن نمونه موردی کاملتر میشود و شکل میگیرد. همین روند در جلسات کلی اعضای گروه دام کاب طی میشود. در جلساتی که بین اعضای گروه تشکیل میشود، میبینیم که جمله “من امپراطوری پدرم را ویران خواهم کرد” به عنوان یک هدف روی تخته نوشته شده و جلسه آنها شبیه به یک طوفان فکری پیش میرود. فکر کردن به تمام جنبه های رسیدن به رویای رابرت فیشر شبیه به یک روند مطالعاتی قوی در پروژه های معماریست.
این فیلم به توانایی بی اندازه انسان در خلاقیت و ساختن رویای شخصی اش اشاره دارد. در این فیلم میبینیم صحنه هایی که دام کاب و اریادونی در شهر قدم میزنند تا با عالم رویا آشنا شوند، شهر توانایی چه تعییراتی عجیب و غریبی را دارد. در این سکانس ها آریادونی تلاش میکند تا با بازی با مفاهیمی مثل جاذبه ساختارهای شهری خلاقانه ای را بوجود بیاورد. این تصاویر به گونه ای به نظر می آیند که اگر یک صفحه کاغذ داشته باشیم و تصور کنیم آن صفحه شهر است. حالا میتوانیم با تا کردن این صفحه به شکل های مختلف، بیس های مختلفی با جاذبه های مختلف طراحی کنیم. الهام گرفتن از این سکانس برای تمرین هایی با هدف افزایش سطح خلاقیت بسیار تاثیرگذار خواهد بود.
یکی از سکانس های مهم از این فیلم که به دنیای معماری مربوط میشود، مربوط به سکانسی است که سایتو درون رویای دام کاب، تفاوت خواب و رویا را متوجه میشود. او توضیح میدهد که چگونه جزئیاتی مثل جنس پرزهای فرش اتاق باعث شد تا او متوجه بشود که روی فرش آپارتمان خودش نیست.! همین جزئیات کوچک و ساده اهمیت کار معماری و مطالعات قبل پروژه در این فیلم را مشخص میکند. همچنین در سکانسی دیگر، دام کاب از آریادونی میخواهد که در دفترچه یک هزارتو طراحی کند. تا زمانی که کاغذهای شطرنجی زیر دست آریادونی هست، خط هایی که او میکشد پیرو خط های کاغذ شطرنجیست. او برای اینکه متفاوت عمل کند و اسیر خط های عمودی و افقی نباشد از پشت جلد دفتر که یک مقوای ساده است استفاده میکند و یک هزارتوی دایره ای طراحی میکند.
این فیلم یکی از فیلم های برتر دنیا در زمینه معماری است و برنده چهار اسکار در زمینه  بهترین فیلم‌برداری، بهترین تدوین صدا، بهترین صداگذاری و بهترین جلوه‌های تصویری شده است. این فیلم بسیار نفس گیر و مهیج است و حتما ارزش تماشا کردن دارد.