31
شهریورPersian Moons Name
1400
82 بازدید

Brazil

برزیل یک فیلم علمی تخیلی استودیویی محصول سال 1985 به کارگردانی تری گیلیام و نویسندگی گیلیام ، چارلز مک کیون و تام استوپارد است.

علی رغم عنوان آن ، این فیلم نه در مورد کشور برزیل است و نه در آنجا اتفاق می افتد. بلکه نام آهنگی به نام “Aquarela do Brasil” ساخته آری باروسو است که برای خوانندگان انگلیس به سادگی “برزیل” شناخته می شود و توسط جف مولداور اجرا می شود.

موضوعاتی که در این فیلم توجه شما را به خودشان جلب میکنند در درجه اول حضور تکنولوژی و زندگی سیستماتیک و بعد از آن وجود رنگ طوسی در بیشتر صحنه ها است.

نمایشی درباره زندگی ماشینی و مصرف گرایانه عصر مدرن است. عصری که لذت بردن از زندگی جای خود را به همه چیز سیستماتیک و ماشینی بودن داده است. در جایی از فیلم میبینیم که فردی به نام سَم (که نقش اول فیلم است) پس از بیدار شدن از خواب ماشین ها تمام شرایط را برای خروج او از خانه (آماده کردن لباسها، نان، قهوه و…) آماده میکنند تا او در کمترین زمان ممکن از خانه خارج شود. یک زندگی روتین، خشک و بی روح.

زندگی مصرف گرایانه


زندگی ماشینی


حضور تکنولوژِی

در تمام فضاها لوله هایی پر از سیم میبینیم که وظیفه انتقال اطلاعات را برعهده دارند. در سه سکانس میبینیم که این لوله ها باعث آتش سوزی می شوند. شاید پیام فیلم در این لحظات این باشد که عصر مدرن چون آتشی به جان زندگی های ما افتاده است. عصری ویرانگر!

محیط های کاری و لباس کارمندان بیشتر به رنگ طوسی هستند و رنگ غالب محیط خاکستری است. نتیجه می گیریم که یک رنگ خنثی مثل طوسی در محیط کار باعث می شود که انسانها هم شبیه ماشین کارکنند.

وجود رنگ طوسی در محیط های کاری

در پایان فیلم میبینیم که سَم راهی خانه ایی در کوه و دشت و زندگی در یک خانه ساده روستایی است. دیدن این تصاویربرخلاف تمام فیلم حس آرامش بخشی به بیننده می‌دهد. می توان گفت که انسان نیاز دارد که از هیاهوی عصر مدرن به زندگی در طبیعت بازگردد.