16
اردیبهشتPersian Moons Name
1400
141 بازدید

Koyaanisqatsi

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/8/8d/Koyaanisqatsi_%281982_poster%29.jpg

به کارگردانی Godfrey Reggio
تولید شده توسط Godfrey Reggio
نوشته شده توسط Ron Fricke
Michael Hoenig
Godfrey Reggio
Alton Walpole
موسیقی Philip Glass
تولید شرکت های موسسه آموزش منطقه ای زوتروپ آمریکایی
تاریخ انتشار
28 آوریل 1982 (سانتافه)
27 آوریل 1983 (ایالات متحده)
مدت زمان 86 دقیقه
کشور ایالات متحده
گیشه 3.2 میلیون دلار

“زندگی خارج از تعادل”: این همان چیزی است که هوپی آمریکای شمالی با کلمه koyaanisqatsi بیان می کند. گادفری رجیو با همکاری فیلیپ گلس و نویسنده فیلمنامه مشترک رون فریککه ، این مقاله مشهور بصری را در سال 1982 درباره زندگی در آمریکای شمالی ساخت. سه سال طول کشید تا تصویربرداری شود و سه سال دیگر برای ویرایش و ساخت موسیقی متن ساخته شد. در ابتدا ، دوربین به آرامی در بیابان ها و گردنه های غرب ایالات متحده ، در سراسر دشت های وسیع و سازندهای صخره ای که به ما اجازه می دهد زمین را قبل از ورود زندگی بشر تجسم کنیم ، سر می خورد. به تدریج ، انسان می رسد ، در حال توسعه و پرورش آن چشم انداز گسترده است. و سپس رجیو آنچه را که واقعاً به آن علاقه دارد نشان می دهد – موضوعی که وی بیشتر در Powaqqatsi (1988) و Naqoyqatsi (2002) کاوش کرد: مکانی که انسان و فناوری اش در طبیعت اشغال می کنند. این فیلم با استفاده از تکرار و شتاب ، جریان بی پایان ترافیک و خطوط مونتاژ و هرج و مرج به ظاهر خودسازمانده زندگی بشر را نشان می دهد. با وجود عنوان ، رجیو همیشه ادعا می کرد که فیلم “مشکلی” را به تصویر نمی کشد. در عوض ، Koyaanisqatsi به سادگی برتری فناوری در زندگی ما را نشان می دهد.

Koyaanisqatsi یک کنسرت تصویری از تصاویر است که با موسیقی دلهره آور فیلیپ گلاس تنظیم شده است. در حالی که هیچ مفهومی به معنای سنتی وجود ندارد ، اما یک سناریو مشخص وجود دارد. این فیلم در نقاشی های باستانی غارهای بومی آمریکا آغاز می شود ، در حالی که موسیقی متن شعار “Koyaanisqatsi” را می دهد که یک اصطلاح هندی هوپی برای “زندگی خارج از تعادل” است. این فیلم برای مقایسه بین انواع مختلف حرکت فیزیکی از عکاسی با تایپ لپس گسترده (که باعث بالا رفتن سرعت تصاویر می شود) و عکسبرداری از حرکت آهسته استفاده می کند. در یکی از اولین نمونه ها ، تشکیلات ابر را مشاهده می کنیم که با مونتاژ امواج اقیانوس (با سرعت کم) در حال قطع (سرعت بالا) هستند و به گونه ای قادر به شباهت حرکت بین این نیروهای طبیعی هستیم. این تکنیک مقایسه در کل فیلم وجود دارد و از طریق آن اطلاعات بیشتری در مورد جهان پیرامون خود کسب می کنیم. این فیلم از محیط های کاملاً طبیعی به طبیعت که انسان تحت تأثیر آن قرار گرفته و سرانجام به محیط ساخته شده توسط بشر که از طبیعت خالی است ، منتقل می شود ، هنوز از الگوهای جریان طبیعی که در ابتدای فیلم نشان داده شده است پیروی می کند ، اما در هرج و مرج و نابسامانی است. از طریق این فیلم پیام اصلی خود را که Koyaanisqatsi است می رساند: زندگی خارج از تعادل ؛ زندگی دیوانه؛ زندگی در آشفتگی ؛ از هم پاشیدن زندگی؛ حالتی از زندگی که خواستار روشی دیگر برای زندگی است.
این فیلم به گونه ای طراحی شده است که هیچ طرح و نقشه ای ندارد. معنی توسط بیننده ایجاد می شود و فقط بیننده می تواند به تصاویر و موسیقی ارزش دهد. گفته شد ، یک ایده اصلی در پشت این فیلم وجود دارد و به گفته کارگردان این است: بزرگترین واقعه تاریخ بشر اخیراً اتفاق افتاده است و رسانه ها و دانشگاهها آن را عمدتاً از دست داده اند. فراتر از عناوین اصلی و هر روز بحران های بین المللی ، تغییر عمیق تری در امور انسانی رخ داده است: بشریت دیگر در جهان طبیعی وجود ندارد ، ما دیگر با آن ارتباط نداریم. این بدان معنا نیست که ما اکنون از فناوری استفاده می کنیم ، بلکه این است که ما در درون فناوری وجود داریم ، ما بخشی از آن هستیم و بخشی از ماست. جهان طبیعی اکنون فقط برای حمایت از جهانی مصنوعی است که در آن زندگی می کنیم.

تکاملی رو به زوال koyaanisoatsi ، را میتوان در این جمله خلاصه کرد طی قرون مختلف بشر همواره به دنبال پیشرفت بوده تا قبل از قرن 18  مسیر پیشرفت ارام بود   انسان  و طبیعت با هم ارتباط داشتند  و باهم در تعامل بودند  تا جایی که  ماشین بخار و سایر اختراعات  به وقوع پیوست انسان خود را دارای قدرت زیادی میدانست کار های که قبل به سختی انجام میشد میتوانست به راحتی انجام دهد  شرایط اسان تر شده بود  جمعیت انسان روز به روز بیشتر میشد اینجا بود که انسان به جای تعامل با طبیعت آن را تصرف کرد  او نمیداست که دارد قطعه ای از پازل ذاتی خود را تصرف میکند و  دارد تبر به ریشه خود میزد

ساختمان های حیاط دارد  و وباغ ها جای خود را به برج ها دادند حیوانات جای خود را به ماشین ها دادند   مردم دیگر در ساختمان های که حال خوبی به انها میداد زندگی نمیکردند انها صرفا زنده بودند  و کار میکردند  معماری همواره حامی سیاست هاست و دولت ها مستقیم بر روی آن تاثیر دارند  زمانی که به نیروی کار نیاز است  نیروی کار خانه میخواهد فضا محدود است پس معمار مجبور میشود به حداقل ها  اکتفا کند و مکانی برای زنده بودن طراحی کند مانند اکواریم برای ماهی ماهی زنده است اما درکی از زندگی ندارد

این روند پیشرفت تا جایی ادامه دارد که انسان دست به نابودی خود میزند که در حال حاضر نیز شاهد این موضوع هستیم کارخانه ها هر روز بیشتر محیط را الوده میکنند زمین گرم تر میشود و روزی میرسد که دوباره به اصل خود که طبیعت است بر میگردیم

 

منبع: imdb