13
اسفندPersian Moons Name
1399
165 بازدید

نقد مستند: eames: the ARCHITECT AND THE PAINTER

ژانر: مستند،بیوگرافی
کارگردان: Jason Cohn
نویسنده: Jason Cohn
محصول: آمریکا
تاریخ انتشار: 18 نوامبر 2011
مدت زمان: 84 دقیقه

داستان این مستند در مورد زندگی و فعالیت های آقای چالز ایمز و خانم ری  است. آن دو زوج هنرمندی هستند که فعالیت های گسترده ای در زمینه مبلمان، معماری، فیلم سازی و… داشتند. این مستند از طریق مصاحبه تصویری با دوستان و همکاران این زوج ، استفاده از عکس ها و تصویرهای آرشیوی به معرفی شخصیت و فعالیت های کاری این زوج پرداخته است.

در این مستند به خوبی مسیر پرچالش اجرایی کردن ایده ها را نمایش میدهد. طرحی که در ابتدا فقط یک نقاشی، از یک صندلی بود مسیر طولانی برای اجرایی شدن داشت. هدف آنها ساختن صندلی با تخته سه لایی بود، اما اجرای آن ممکن نبود زیرا امکان قالب زدن تخته سه لایی در دو جهت وجود نداشت. حالا آنها باید دستگاه قالب زنی اهرمی را میساختند. در این زمان بدلیل جنگ جهانی دوم الویت آنها “طراحی برانکارد مناسب برای سربازان” شد. در محله دوم که جریان ساخت صندلی ها از سر گرفته شد، آنها مطالعات کاملی در مورد شکل و حالت فیزیکی نشستن و بدن افراد، متریال ها و روش های ساخت و اتصالات لازم انجام دادند.

صبوری آقای چارلز و اشتیاقش برای حل مشکل باعث شد صندلی تخته سه لایی که اتود و اسکیس اولیه اش در سال 1940 زده شده بود، سرانجام 6 سال بعد، در سال 1946 آماده عرضه به بازار بشود. چیزی که روند ساخت این صندلی را طولانی کرد احتمالا انجام ندادن مطالعات کافی در مرحله اول، درباره متریال ها و ویژگی های آنها بود. اما نکته حائز اهمیت  این بود که آقای ایمز، تمامی کاغذهای اسکیس را ذخیره سازی میکرد. به همین خاطر از سر گرفتن کارها بعد از وقفه ها، کار سختی نبود. این موضوع به خوبی در تصاویر محیط شرکت آنها معلوم است. تمامی میزها و کمدها، پر از کاغذ هایی هستند که در آن ایده ها را نوشته بودند اسکیس بودند.

آقای ایمز رمز موفقیت خود را ” کار کار و کار” میداند. شعار جالب آنها برای انبوه سازی صندلی ها، (با کمترین، بهترین برای بیشترین) بود. به نظر می آید همین جمله کوتاه میتواند یک سبک کاری و رویکردی متمایز برای تمامی پروژه های دنیا باشد.

خانوم و آقای ایمز روحیات و تمایلات شبیه بهم داشتند که سبکی شخصی برای زندگی آنها بوجود آورده بود. نکته جالب دنیای کاری آنها این بود که، آقای ایمز دانشجوی اخراجی معماری بود که هیچوقت مدرک خود را از دانشگاه نگرفت. برخلاف تصور عموم نداشتن مدرک تحصیلی، تاثیری در روند کاری او نداشت. او در کار خود به اندازه کافی موفق و تاثیرگذار بود. همراهی او در دنیای کاری با خانوم ری، تضمین موفقیت ها بود. آنها پشتیبان و مشوق یکدیگر بودند و مهم تر از همه ضعف های یکدیگر را پوشش میدادند، مثلا در مستند اشاره میشود که آقای ایمز بی نهایت در شناخت و ترکیب رنگ ها ضعیف بودند و همیشه در این شرایط خانوم ری به کمک آقای ایمز می آمدند…

تخصص آقای ایمز و خانوم ری، معماری و نقاشی بود. چیزی که باعث میشد بتوانند این دو زمینه متفاوت را باهم یکی کنند، فصل مشترک آنها، یعنی”طراحی” بود. دفتر آنها به عنوان دفتر ایمز شناخته میشد و محدوده فعالیت هایش بسیار متنوع بود. آنها فعالیت های گسترده ای در زمینه طراحی مبلمان، اسباب بازی، نقاشی، معماری، تصویرسازی، نمایشگاه، فیلم سازی و عکاسی داشتند. آقای چالز معتقد بود همه ی این فعالیت ها بهم مربوط هستند و هدف از انجام آنها را “تاثیرگذاری مثبت در زندگی روزمره” میدانست. به نظر میرسد موفقیت آنها در عرصه کارشان، حاصل شناخت فرآیند درست طراحی و عرضه بود. روند کار آنها به این صورت بود که ابتدا مشکل را شناسایی میکردند، نیازها را میشناختند و برای رفع آنها، پیشنهاد میدادند و طراحی میکردند.