18
دیPersian Moons Name
1399
185 بازدید

خلاصه کتاب درسهایی برای دانشجویان معماری

Lessons for Students in Architecture: Hertzberger, Herman

درس هایی برای دانشجویان معماری اثر برگر

مؤلف: هرمن هرتزبرگر
ناشر: کتاب وارش
مترجمان: بهمن میرهاشمی، بهروز خبازبهشتی
ویراستار: شیرزاد طایفی
زبان: فارسی
رده‌بندی دیویی: 720.47
سال چاپ: 1397
نوبت چاپ: 2
تیراژ: 200 نسخه
تعداد صفحات: 266
قطع و نوع جلد: رحلی (شومیز)
شابک 10 رقمی: 600665430X
شابک 13 رقمی: 9786006654300

این کتاب شامل سه بخش
• قلمروی عمومی
• ساخت فضا، ترک فضا
• فرم محرک
است.
در بخش قلمروی عمومی چنین آمده است:

1) عمومی و خصوصی:

مفاهیم “عمومی” و “خصوصی” را می‌توان به طور نسبی به عنوان گستره ای کیفی از فضای معماری قلمداد کرد؛ بسته به اینکه دسترسی یک فضا چگونه است، نگهداری و مسئولیت آن به عهده کیست و رابطه ای که آن فضا با مالکیت خصوصی یک فرد یا اداره جمعی یک گروه دارد چگونه است، آن فضا در این گستره ( بین عمومی و خصوصی) جای خود را می‌یابد؛ ممکن است بیشتر عمومی باشد یا خصوصی.

2) مالکیت قلمروها:

یک فضای باز، اتاق یا محوطه، بسته به میزان دسترسی، نوع کاربری، استفاده کننده از آن، نگهدارنده ی آن و مسئولیت‌های مربوط به این افراد، ممکن است به فضایی کم وبیش خصوصی یا فضایی عمومی تلقی شود.
در جای جای دنیا با درجه بندی‌های مختلفی از تعاریف قلمروهای عمومی و خصوصی مواجه می‌شوید که البته هرکدام میزان دسترسی خاصی دارند. بعضی اوقات میزان دسترسی به یک محل به قانون بستگی دارد؛ ولی اغلب اقات به صورت عرفی است که همگان به آن احترام میگذارند.
هرکجا به اشخاص یا گروه ها، فرصت استفاده از بخش هایی از یک فضای عمومی در راستای منافع خودشان و تنها با نیم نگاهی به منافع جمعی داده می‌شود، طبیعت عمومی آن محیط به صورت موقت یا دائم تحت الشعاع منافع آن فرد یا گروه قرار میگیرد. مثال‌های این مورد را در هر گوشه دنیا می‌توان یافت.

محلی برای خشک کردن برنج دربخش بزرگی از راه‌های عمومی در کشور بالی؛ به دلیل آگاهی افراد از اهمیت شراکت و سهیم بودن هر عضو جامعه در برداشت برنج، از رفت و آمد ماشین ها و افراد پیاده هیچ آسیبی به برنج ریخته شده نمی رسد.

اگر هنگام طراحی هر فضا یا هر بخش، با در نظر گرفتن مجاورت ها، نسبت به تعاریف قلمروها در فضای مورد طراحی و میزان دردسترس بودن آن فضا آگاه باشیم، می‌توانیم تاثیر این آگاهی را به خوبی در فرم، مصالح، نور، رنگ و غیره نشان دهیم و در نهایت طرح خود را به یک انسجام و نظم کلی برسانیم. با این کار آگاهی ساکنین و بازدید کنندگان از وجود بخش‌های مختلف، با توجه به دسترسی متفاوت به آنها بالا می‌رود. مقوله میزان دسترسی اماکن و فضاها، استانداردی را در بحث طراحی به وجود آورده است. در واقع انتخاب زمینه‌های معماری، تقسیمات و همین طور شکل و مصالح مربوط به آنها تا حدی با توجه به میزان دسترسی مطلوب برای هر فضا انجام می‌شود.

با ساخت درهای شیشه ای بین دو مکان، دید از دو طرف وسعت یکسان داشته، احتمال برخورد کمتر می شود. درهایی که پانل هایی با دید کمتر دارند، باید در مورد مکان هایی خصوصی تر و با دسترسی کمتر به کار روند.

3) تفکیک قلمروها:

با مشخص کردن میزان دسترسی عمومی محدوده‌های مختلف یک ساختمان، نقشه “تفکیک قلمروها” به دست می‌آید. این نقشه انواع دسترسی‌های موجود در طرح را نشان می‌دهد و بنابراین به ما می‌گوید هر محدوده تحت مالکیت و مسئولیت چه فرد یا افرادی است. چنین نقشه ای می‌تواند به ما در پیش برد پلان کمک‌های شایسته ای کند.

مدرسه مونتسوری، دلفت

هتل سولوِی، بروسل 1896/ ویکتورهورتا

4) حیطه بندی قلمروها:

هر فضا شخصیتی دارد و آن وابسته به این است که چه کسی مبلمان و دکوراسیون آن را تعیین می‌کند، چه کسی از آن نگهداری می‌کند و چه کسی مسئول آن است.

در این ساختمان تنها به خاطر دادن مسئولیت نگهداری و تزئین فضاها به خود کارمندان، چنین نتایج درخشانی حاصل شد.طوری که نتایج حاصل از پیش بینی خود معمار درخشان تر بود. ساختمان اداری سنترال بی هیر

عصر حاضر چنین می‌نماید که بیان شخصی رنگ باخته و انسان‌های امروزی به همسان سازی روی آورده اند. شاید به دلیل ترس از بیکاری روبه رشد دهه 1980، برونگرایی کمتر رخ نموده است و به همین دلیل فضاهای اداری امروز چنین جو سرد و بی روحی به خود گرفته است.

5) از کاربر صرف تا سکونت کننده

در طراحی پلان و هنگام ترسیم مقاطع و پلان های طبقات همکف و غیره، شما می توانید احساس مسئولیت بیشتری را از سوی کاربران فضا؛ در روح فضای خود حاکم کنیدو حتی باعث شوید آنها در طراحی دکوراسیون و مبلمان فضا هم نقش ایفا کنند. در این صورت آنها فقط مصرف کننده صرف نخواهند بود، بلکه ساکن آن فضا به حساب خواهند آمد.
«یک فضای امن»- محیطی آشنا که کاربر در آن احساس آرامش می کند و می داند هر چیز در کجا قرار دارد و می تواند در آن تمرکز داشته و کسی مزاحمش نشود- نه تنها برای جماعتی چند نفری، که برای هر فرد نیز لازم است. بدون چنین فضایی ارتباط اجتماعی با دیگران نیز ناممکن خواهد بود؛ چرا که اگر شما فضایی نداشته باشید که بگویید متعلق به خود شماست، نمی توانید موقعیت خود را درک کنید! بدون جایی برای بازگشت، هیچ سفری وجود نخواهد داشت؛ هرکس نیاز به آشیانه ای دارد تا به آن بازگردد.

6) مفصل

پیش گاه، بهترین راه برای حل مشکل متصل شدن قلمروهای متفاوت و یا بهترین راه برای تبدیل فضاهای خصوصی به عمومی است؛ به عنوان فضایی مستقل ویژگی هایی دارد که می تواند محل تلاقی و ارتباط دو فضای گوناگون و افراد آن با یکدیگر باشد. اهمیت این ایده به بهترین شکل در پیش گاه ورودی یک خانه مشهود است. در این جا پیش گاه، نقش متصل کردن خیابان که فضایی عمومی است را با خانه که فضایی خصوصی است، ایفا می کند. به جای اینکه دو فضای متضاد( خیابان و خانه) به طور ناگهانی با هم تلاقی کنند، توسط پیش گاه باهم ایجاد هم پوشانی می کنند.

ورودی یک مدرسه ابتدایی باید چیزی بیشتر از یک ورودی معمولی باشد که کار آن وارد و خارج کردن بچه هاست. این ورودی باید به گونه ای خوش آمد گویی شبیه باشد که بچه ها را جذب کند و نیز برای دانش آموزانی که بلافاصله بعد از مدرسه نمی خواهند به خانه بازگردند جای جالبی باشد!


بچه ها هم دیدارها و قرارهای خود را دارند! دیوارهای کوتاهی که بتوان روی آن نشست، کمترین چیزی ست که معمار می تواند به بچه ها بدهد. گوشه ای مسقف با مساحتی نسبتاً بزرگ که از بچه ها در برابر باران حفاظت کند؛ نیز بسیار مهم است.

در واقع این مفصل ورودی در چنین حالتی به عنوان محل بعضی از رویدادهای اجتماعی، نقش بسیار مهمی دارد.
عینیت بخشی پیش گاه به عنوان یک فضای ما بینی( مفصل) در وهله ی اول به معنای ایجاد یک فضا برای خوش آمدگویی و دیدار اولیه است؛ به همین خاطر ابزاری در دست معمار، برای ایجاد صمیمیت در فضا. پیش گاه ورودی با فضایی این چنینی، همانقدر برای ایجاد ارتباطات اجتماعی مهم است که دیوارهای ضخیم برای ایجاد فضای خصوصی. شرایط لازم برای فضای خصوصی و ایجاد فضایی برای ارتباط اجتماعی، هر دو به یک اندازه اهمیت دارد و نمی توان یکی را برتر از دیگری دانست. ورودی، نیمکت های کنار در و بسیاری عناصر دیگرکه در مفصل (پیش گاه) به کار می روند، به ما فرصتی می دهند تا در فضایی ترکیبی بین دو دنیای متفاوت( خصوصی-عمومی) مکانی برای نشستن یا ایستادن و توقف کردن داشته باشیم.

7) ادعای شخصی بر فضای عمومی

هر اندازه در طراحی فضاهای ما، پیشنهادها و گزینه های پر نشده ی بیشتری باشد، ساکنین بنا بیشتر علاقه مند می شوند که سلیقه های خود را در فضای عمومی نیز به کار گیرند. حتی چیدمانی جزئی در معماری فضای ورودی، کافی ست تا ساکنین جرأت ابراز سلیقه های شخصی خود را پیدا کنند؛ نتیجه این امر بالا رفتن کیفیت فضا در اماکن عمومی است.

8) مفهوم فعالیت های جمعی

بحث بر سر شکل دادن فضای عمومی به گونه ی خاصی است که ساکنین در نگهداری از آن احساس مسئولیت کنند، به طوری که هر عضو از ساکنین در نگهداری از آن احساس مسئولیت کنند، به طوری که هر عضو از ساکنین، محیط را به نوبه ی خود درک کند، از آن مراقبت کند و حتی آن را تعریف و ساماندهی کند.
اعضای یک خانواده واقعاً نسبت به فضای بیرون خانه ی خود، حس خاصی ندارند، ولی از طرفی هم وجود آن را منکر نبوده، نسبت به آن کاملاً بی تفاوت نخواهند بود. این تناقض باعث می شود افراد از محیط خود بیگانه شوند و به تبع آن؛ از آنجا که روابط افراد با هم، تحت تأثیر محیط است، با هم محلی ها نیز بیگانه و غریبه شوند. تعداد روز افزونسیستم های کنترلی کلات در سطح دنیا، باعث شده دنیای ما به طور چشمگیری غیر قابل تغییر شود و این باعث برانگیخته شدن خشونت، سنگدلی و خشکی روحیات انسان ها می شود که در جای خود باعث بسته تر شدن گستره ی روابط افراد با یکدیگر و تنگ نظر شدن آنها خواهد شد. نتیجه ی این امر چرخه ای جانفرسا خواهد بود: نبود تعهد و ترس بیش از حد از آشفتگی و نابسامانی تأثیری روز افزون و تشدید کننده برهم خواهند داشت. تخریب غیر قابل کنترل اموال عمومی را که در حال حاضر در شهرهای بزرگ آثار آن دیده می شود میتوان به همین بیگانه شدن از محیط خود نسبت داد.
بنابراین سیستم است که بیگانه سازی را رشد می دهد و با ادعای اینکه نماینده ی مردم است، مانع رشد شرایطی می شود که در آن، محیط زندگی افراد جامعه بهتر خواهد بود.
معمار می تواند همت خود را وقف ایجاد فضایی کند که در آن به مردم امکان بیشتری داده شود تا علایق و افکار شخصی خود را بروز داده، خود را مطرح کنند و حتی محیط خود را نیز تبیین کنند.

9) خیابان

خیابان یعنی مکانی برای ارتباط اجتماعی افراد محل و شهر: مثل اتاق نشیمنی مشترک، همان گونه که در گذشته ها بوده است. این ایده را که می توان را که می توان با کاربرد موثر ابزار معماری و روش های معمارانه، روابط اجتماعی و ارتباط اجتماعی بین افراد جامعه را برانگیخت، باز هم باید در مباحث فروم(Forum) و تیم ایکس (Team X) دنبال کرد. مشکلات نگاه کنونی به خیابان را می توان به این صورت بیان کرد:
• افزایش ترافیک ماشینی و ارجح دانستن ماشین ها؛
• سازماندهی فکر نشده ی دسترسی های محلی و مسکونی، خصوصاً رودرویی درهای ورودی واحدهای مسکونی که دلیل آن دسترسی های غیرمستقیم و غیرشخصی مثل آسانسور، راهروهای پوشیده و دالان هاست که باعث محو شدن رابطه با سطح خیابان می شوند. این گونه دسترسی ها به خاطر سازه های رو به رشد ساختمان ها بلند مرتبه هر روز بیشتر می شوند.
• محو شدن جنبه ی اشتراکی فضای خیابان به دلیل رواج زندگی در بلوک ها؛
• کاهش تراکم خانه سازی؛ در حالی که حتی تعداد افراد مستقر در هر واحد مسکونی نیز در حال کاهش است؛ بنابراین کاهش تراکم جمعیتی همزمان می شود با افزایش فضای مسکونی به ازای هر نفر و به تبع آن عریض شدن خیابان ها. نتیجه این می شود که خیابان ها امروزه بسیار خلوت تر از گذشته خواهد بود؛ در ضمن بیشتر شدن ابعاد و تمرکز بر کیفیت فضای داخلی خانه نشان می دهد که مردم وقت بیشتری را در خانه های خود می گذرانند تا در خیابان. هرچقدر شرایط اقتصادی خانواده ها بهتر شود، کمتر به همسایه های خود نیاز خواهند داشت و کمتر به همکاری و انجام امور جمعی با یکدیگر می پردازند.
• به نظر می رسد شکوفایی رو به رشد اقتصادی از یک طرف فرد گرایی را در افراد جامعه تحریک می کند و از سوی دیگر باعث می شود اشتراک گرایی و امور همگانی نیرویی بسیار فراتر از توانایی های فردی را به خود اختصاص دهد.
ما باید سعی کنیم با ایجاد شرایطی مناسب برای خیابان هایی بهتر و فراهم کردن محیط و مکان تعامل اجتماعی مناسب در فضای این خیابان ها با این مشکلات روبه رو شویم؛ هرچند معمار فقط در همین سطح می تواند مؤثر باشد و علل و عوامل اصلی و زیربنایی از اراده ی او خارج هستند؛ یعنی معماران باید دست به سازماندهی فضای خیابان بزنند. این امر فقط از طریق راهکارهای معمارانه ممکن است.
وضعیتی که خیابان به عنوان فضایی گسترش یافته و اشتراکی در کنار واحدهای مسکونی عمل می کند، برای همه ما آشناست. بسته به شرایط اقلیمی، قسمت های سایه دار یا آفتاب گیر هرکدام می توانند بسیار مطلوب باشند. در این فضاها ترافیک وجود ندارد یا بسیار کمتر از آن است که باعث شود اهالی محل یکدیگر را در ترافیک گم کنند یا صدای همدیگر را نشنوند.

Haarlemmer Houttuinen موضوع اصلی در این پروژه این است که خیابان به عنوان فضای زندگی مطرح می شود. این خیابان مسکونی تنها برای ماشین های محلی و ماشین های باربرقابل دسترسی است. چیدمان وسایل لازم برای این خیابان؛ مثل روشنایی ها، راه دوچرخه، نیمکت و نرده ها؛ به گونه ای است که تنها با پارک کردن چند ماشین، تردد برای ماشین های بیشتر عملاً غیرممکن خواهد بود.

ساختار خانه سازی آلمانی از گذشته به چگونگی دسترسی به طبقات بالاتر، اهمیت زیادی می داده است و برای حل این مسئله در هلند راه حل های بسیاری به کار گرفته شده است؛ هدف همه این راه ها ایجاد در ورودی مجزا برای هر واحد و بیشترین میزان دسترسی از خیابان است.
کانسپت خیابان مسکونی براساس این ایده بنا شده که اهالی خیابان در یک امر مشترکند و آن اینکه از یکدیگر توقعی دارند؛ حتی اگر توقع فقط به خاطر این باشد که می دانند نیازمند یکدیگر هستند. البته به نظر می رسد چنین حسی نسبت به هم محلی ها و همسایه ها در زندگی ما در حال نابودی است. هرچه استقلال ناشی از رشد اقتصادی خانواده ها بیشتر می شود، همبستگی بین خانواده های هم محل نیز کمرنگ تر می شود.
این بیگانگی از سوی طرفداران مرکزیت گرایی و اشتراکی شدن امور در دست نیروهای ما فوق نیز بیشتر تحریک می شود. آنها معتقدند اگر مردم زیادتر از حد بایکدیگر در تماس باشند، خطر «کنترل اجتماعی» بیشتر آنها را تحدید خواهد کرد.
در واقع هر قدر مردم در محیط زندگی روزانه خود جداتر از هم و تنهاتر شوند، کنترل آنها با تصمیم هایی که از بالا در مورد آنها گرفته می شود، راحت تر خواهد بود. با اینکه واژه ی «کنترل اجتماعی» نباید در تعریف معنای منفی داشته باشد، در عمل چنین است و تأثیر منفی آن وقتی احساس می شود که یک فرد نتواند کاری انجام دهد مگر آنکه دیگران او را مخفیانه زیر نظر بگیرند و درباره ی کارش قضاوت نادرست داشته باشند.
ما باید از هر فرصتی برای جلوگیری از دورافتاد و جداشدن بیش از حد واحدهای مسکونی و ترغیب و تشویق جمع گرایی استفاده کنیم.
در وهله ی اول حس جمع گرایی و تعلق به یکدیگر در کوچک ترین تعاملات اجتماعی؛ مثل بازی کودکان با یکدیگر در خیابان، نگهداری از کودکان همسایه، تماس داشتن و جویای حال یکدیگر بودن و خلاصه در کوچکترین برخوردهای اجتماعی که ممکن است ارزش آن درک شود خود را نشان می دهد.

Spangen residential project in Rotterdam Balkh

پروژه مسکونی اسپانجن (Spangen) درروتردام بالکهای طولانی این پروژه (1919) هنوز هم به خاطر سرویسی که به اهالی می دهند، بی نظیر هستند. در این مجموعه ی مسکونی، روابط اجتماعی بین افراد قوی و زیاد است. این نشان می دهد که صرف عدم تردد اتومبیل چقدر تأثیر گذار و مهم خواهد بود.

ارنست می مانند همشهری خود برونو تات (Bruno Taut) که معماری معروف تر از خود اوست، از پیشگامان معماری آلمانی است. خانه های زیادی که او در سال های 1926 تا 1930 در فرانکفورت ساخته است، نشان می دهد نگاه او به جزئیات شهرسازی مؤثر در بهبود شرایط زندگی افراد چقدر دقیق و آگاهانه است. او به یاد می دهد چگونه می توان تقسیم بندی ها و چیدمان های ساختمان مسکونی را که به دلیل محدود بودن بودجه ی پروژه های دولتی بسیار کسل کننده و تکراری است، تغییر داد و به محیطی جذاب و دوست داشتنی برای زندگی دست یافت. او این کار را با جهت دهی درست بناها و سایت و تقسیم بندی مناسب آنها انجام می دهد. ضمن آنکه او حداقل تفاوتی بین معماری و شهرسازی قائل نمی شود.
در همسایگی محل سکونت مان باید کیفیت خیابان را، مثل کیفیت فضای زندگی خصوصی خود کنیم، نه اینکه تنها به آن به چشم محلی برای حوادث روزانه بنگریم؛ باید از آن طوری مراقبت کنیم که در شرایط ویژه نیز جوابگوی نیازهای ما باشد. از طرفی فعالیت های اشتراکی و عمومی اهالی را در خود جای دهدو از طرف دیگر برای فعالیت های مهم دیگری که ممکن است پیش بیاید و برای اهالی اهمیت داشته باشد پاسخگو باشد.
نتیجه اینکه به عنوان طراح باید پلان و مدارک دیگر طراحی خود را به طور مداوم چک کنید تا ببینید طبق برنامه ی فیزیکی مد نظر چه تراکمی از جمعیت در قسمتهای مختلف طرح شما چضور خواهند داشت؛ آیا فضایی که طراحی کرده اید بیش از اندازه بزرگ یا کوچک نیست؟ کمترین نتیجه ای که از انجام این کار میگیرید آن است که پرتی ها و فضاهای اضافه طرحتان را پیدا کرده، مورد بهره برداری مجدد قرار می دهید. با اینکه فضاهای بزرگتر معمولاً در نظر طراح نوعی آراستگی به اثر معماری می دهد، تاثیر مطلوبی بر کاربر نمی گذارد.
می توان برای واحدهای مسکونی و ساختمانهای اطراف یک خیابان، فرم های متنوع بسیاری ابداع کرد. تاجایی که فضای خیابان به شکلی درآید که بتواند نقش کاتالیزور را بین روابط اجتماعی افراد ساکن محل ایفا کند.