28
آذرPersian Moons Name
1399
146 بازدید

نقد فیلم:Cathedrals of Culture

Cathedrals of Culture Film Poster

Cathedrals of Culture Film Poster

کلیساهای جامع فرهنگی: Cathedrals of Culture
کارگردان :

ویم وندرس، رابرت ردفورد، Karim Aïnouz، Michael Glawogger، Margreth Olin، Michael Madsen

نویسنده :

نویم وندرس – Karim Aïnouz – Bjørn Olaf Johannessen – Michael Glawogger – Benedicte C. Westin – Margreth Olin – Michael – Madsen – Anthony Lappé – Deyan Sudjic

بازیگران :

Meret Becker(Narrator (segment “The Berlin Philharmonic”)), Gennadi Vengerov(Narrator (segment “The National Library of Russia”)), Benedicte C. Westin(Narrator (segment “Halden Prison”)) ,Jonas Salk(Himself (segment “The Salk Institute”)), Louis Khan(Himself (segment “The Salk Institute”)) ,Clodagh O’Shea(Herself (segment “The Salk Institute”)) ,Thomas D. Albright(Himself (segment “The Salk Institute”)) ,Greg Lemke(Himself (segment “The Salk Institute”)) ,Jessie Vermillo(Himself (segment “The Salk Institute”)) ,Margreth Olin(Narrator (segment “The Oslo Opera House”))

محصول : 2014

شش مدیر با این سوال  روبرو می‌شوند که اگر ساختمان‌ها بتوانند صحبت کنند‌، در مورد ما چه می‌گویند؟

خلاصه فیلم

بررسی کلیساهای جامع فرهنگی

این پروژه فیلم سه بعدی در مورد روح ساختمان‌ها است. به شش ساختمان نمادین و کاملاً متفاوت اجازه می‌دهد که خود صحبت کنند و زندگی بشر را از منظر گشودن یک ساختار ساخته شده توسط انسان بررسی کنند. شش فیلمساز تحسین شده سبک بصری و رویکرد هنری خاص خود را به پروژه می‌آورند. آن‌ها به ما نشان می‌دهند که ساختمان‌ها مظاهر مادی اندیشه و عمل انسان‌ها هستند: فیلارمونیک برلین‌، کتابخانه ملی زندان هالدن روسیه‌، موسسه سالک‌، سالن اپرای اسلو و مرکز پمپیدو. این مجموعه بررسی می‌کند که چگونه این بناهای تاریخی فرهنگ ما را منعکس می‌کنند و حافظه جمعی ما را محافظت می‌کنند.

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/7/7d/Salk_Institute_2.jpg

موسسه مطالعات بیولوژیک سالک در سال 1965 تکمیل شد

از بین تمام بناهای برجسته مستند هنری کلیساهای جامع فرهنگی‌، تنها ساختمانی که شخصاً در آن حضور داشته ام مرکز پمپیدو در پاریس است. من پانزده ساله بودم و با فرانسیس بیکن وسواس داشتم‌، بنابراین وقتی فهمیدم آخر هفته آخر نمایشگاه بکن در مرکز پمپیدو برپا می‌شود‌، من باید همراه خانواده ام در پاریس باشم. مسئله این است که‌، در حالی که من خاطره ای زنده از نمایشگاه دارم‌، اما آن همه چیز درباره ساختمان را به خاطر نمی آورم. به نوعی‌، این درگیری اصلی است که این فیلم برای کشف آن در نظر گرفته است. آیا ساختمان با توجه به معماری یا هدف آن تعریف می‌شود؟.

کلیساهای جامع فرهنگی یک مجموعه فیلم کوتاه کوتاه 25 دقیقه ای است که همه توسط کارگردانان مختلف ساخته شده اند. مديران هرکدام ساختمان خاصي را موضوع خود قرار داده و از طريق ابزارهاي مختلف سعي در کشف روح آن ساختمان دارند. این کمی یادآوری من از سی و دو فیلم کوتاه درباره گلن گولد بود‌، از این جهت که هر یک از فیلم ها سبک و سبک متفاوتی را به خود اختصاص می‌دهد.

این فیلم با کاوش کمی خارق العاده ویم وندرس از فیلارمونیک برلین آغاز می‌شود که توسط خود ساختمان روایت می‌شود، ما کارمندان ساختمان را می‌بینیم که وظایف نگهداری خود را انجام می‌دهند‌، سر سیمون راتل را دنبال می‌کنیم که آماده می‌شود و سپس یک کنسرت را اجرا می‌کند و به ما شبح معمار اصلی معرفی می‌شود که در سالن‌های دیده نشده سرگردان است‌، درست مثل فرشتگان. تأثیر کلی جالب و روشن کننده است و “داستان” کنسرت به آن انگیزه روایی می‌دهد تا بتواند سرعت را حفظ کند.

در کل‌، من واکنش متفاوتی نسبت به فیلم داشتم. لحظاتی با زیبایی عالی و طراحی خیره کننده در تضاد با عکس‌های ردیابی آهسته از پشت بام و راهروها وجود دارد که به قدری تکراری هستند که احساس می‌کنید برای هزارمین بار آنها را می‌بینید. بعضی اوقات کمبود اطلاعات در مورد خود ساختمان‌ها و چرایی و چگونگی ساخت آنها ناامیدکننده است. گاهی اوقات کمتر از علاقه به وجود ساختمان در آنجا احساس می‌کردم که به روح ساختمان علاقه مندم. درگیر کردن بخشهای داستانی آسان‌تر از قطعات انتزاعی‌تر است که گاهی اوقات کمی بدون جهت به نظر می‌رسند.

wp-content/uploads/2014/02/Bildschirmfoto-2015-01-15-um-17.22.52.png

نمای داخلی سالن ارکستر فیلارمونیک برلین

جایی که فیلم واقعاً می‌درخشد در بخشهای نمایشی ساختمان‌هایی است که برای هنرهای نمایشی استفاده می‌شود. کنسرت در فیلارمونیک برلین و بخشهای اجرای نمایش در سالن اپرای اسلو شورانگیز است و بیشتر از تمام عکس‌های گذرگاه و راهروهایی که در کنار هم قرار گرفته اند‌، بیان احساس حضور در آنجا است. این من را به سوالی که با آن شروع کردم بازمی گرداند، آیا ساختمانی برای زیبا بودن یا تسهیل کار زیبایی وجود دارد؟ و اکنون دوباره پانزده ساله هستم و دوباره در مرکز پمپیدو به نقاشی‌های فرانسیس بیکن نگاه می‌کنم. این ساختمان در آن زمان برای من نامرئی بود زیرا من فقط به این هنر علاقه داشتم و در حالی که احساس می‌کنم فیلم سعی دارد به من بگوید ساختمان دیگری بیش از آنچه در داخل ساختمان پیدا می‌کنیم وجود دارد اما مطمئن نیستم که کاملاً قانع شده ام. اما بعد‌، من فقط یک جهانگردان بودم و همانطور که دایان سودجیچ در روایت خود برای بخش پمپیدو می‌گوید. گردشگران مجری برنامه هستند. آنها دنیای خودشان را از من می‌سازند. این فیلمی است که سعی دارد مخاطب را به یک سفر صمیمی فراتر از آنچه شما به عنوان یک توریست تجربه می‌کنید ببرید‌، و اگرچه کاملاً موفق نیست‌، اما بینش‌های جالب توجهی در این راه وجود دارد.

منبع: blueprintreview