27
آذرPersian Moons Name
1399
179 بازدید

کتاب مبادی سواد بصری(خلاصه فصل اول)

دسته بندی موضوعی
عمران و معماری
مناسب برای
بزرگسالان
شخصات فیزیکی وزن
280
قطع
وزیری
تعداد صفحات
252
نوع جلد
شومیز

مشخصات کتاب نویسنده/نویسندگان
دونیس ا. داندیس
مترجم
مسعود سپهر
ناشر
سروش
نوبت چاپ
چهل و ششم
تاریخ چاپ
1397
نوع چاپ
سیاه و سفید

تصور کنید قرار است در مورد موضوعی که مورد علاقه شماست و روزانه آن را دنبال می کنید خبری ابلاغ شود . کدام یک از روش ها فارغ از سلیقه شخصی برای شما قابل لمس تر است؟ خواندن خبر از طریق روزنامه یا شبکه های مجازی؟ شنیدن آن به شکل صوتی هنگامی که در حال نوشیدن قهوه تلخ خود هستید؟ و یا دیدن عکس ها و ویدیو های مربوط به آن؟

با پدید آمدن الفبا و به دنبال آن توانایی خواندن و نوشتن صنعت چاپ را به وجود آمده و انقلابی در ارتباط میان انسان ها شکل گرفت به طوری که امروزه نمی توان اهمیت و نقش آن را در زندگی روزمره نادیده گرفت . بعد ها و با پیشرفت تکنولوژی انسان به این نتیجه رسید که می تواند از طریق سمبل ها ، عکس ، فیلم و … روش هایی فراتر از طرق سمعی و نوشتاری با دیگران ارتباط بگیرد و رفته رفته این این نیاز را بین جامعه گسترش داد تا به جایی رسید که در کنار سواد خواندن و نوشتن ، سواد بصری نیز ظهور کند.

آدمی از ابتدای تولد با کمک از حواس پنجگانه خود شروع به شناخت دنیای پیرامون می کند که در این بین چشم و حس بینایی مهمترین و بیشترین تاثیر را دارا می باشد . چشم انسان این پتانسیل را دارد که در کوتاه ترین زمان و با مصرف کمترین انرژی اطلاعات زیادی از آنچه می بیند ثبت و ذخیره کند در این بین تصاویر و پیام های بصری به علت صریح و مستقیم بودن باعث شده تا جامعه همواره به دنبال افزایش دانش و معارف خود برای به تصویر کشیدن هر چه بهتر محتوای بصری باشد . شاید برای پی بردن به قدرت تصویر همین نکته کافی باشد که به یاد بیاوریم هزاران سال پیش پیشینیان ما خاطرات و داستان های خود را بر روی دیوار غار ها ترسیم می کردند.

هنگامی که سخن از هنر به میان می آید دو مفهوم هنر زیبا و هنر کاربردی نمایان می گردد . تفاوت بین این دو دسته صرفا برگرفته از کاربردی بودن یا صرفا زیباشناسی آن می باشد ؛ امروز می توان آنها را بر اساس ملاک هایی چون میزان اهمیت بیان ذهنی و کاربرد کیفی دسته بندی کرد ، چنانچه تعابیر شخصی با بیانی خلاقانه همراه شود در قلمرو هنرهای زیبا قرار گرفته و اگر صرف فایده و مورد استفاده چیزی خلق شود در دسته هنر کاربردی قرار می گیرد . امروزه اگر هنر را مخصوص عده ای خاص پنداریم نه تنها اهمیت اجتماعی ناچیزی برای آن قایل شده ایم بلکه نیروی بالقوه انسانی خود را نیز نفع کرده ایم.

پیش از اختراع دوربین ها نقاشی آخرین حربه هنرمندان برای انحصار گذاری هنر بود . میزان پیام و تاثیری که در یک عکس یا یک فیلم می باشد فراتر از متن هاست . آرتور کوستلر (Arthur Koestler) در کتاب خود ، به نام عمل خلاقیت می گوید : فکر کردن در ناخودآگاه ما غالبا به صورت تصویر تجلی می یابد. وقتی صحبت از بصیر بودن پیامبران می شود منظور بصیرت و بینایی بالای آن هاست و صرفا مهارت سخن وری ملاک اصلی نمی باشد.

تمایل انسان برای مربوط کردن پیام های کلام و گفتار با پیام بصری سبب به وجود آمدن سه دسته متفاوت شد که عبارتند از :

1) استفاده از سمبلها و رموز بصری

2) بازنمایی یا شبیه ساز از محیط خارج

3) پیام های انتزاعی .

مثال مناسب دسته اول زبان چینی می باشد که تعداد سمبل های آن از هزار نیز فراتر می رود؛ این دسته برای مشخص کردن و معرفی یا برای جهت دهی استفاده می شود. نوع دوم برای توصیف واقع گرایانه اجزای هستی به کار می رود که شاید توصیف گفتاری آن به تنهایی به درک مخاطب کمکی نکند و دیدن تصویر کمک شایانی برای تجزیه و تحلیل آن انجام دهد . دسته آخر نسبت به دو گروه اول مشکل تر بوده همچنین از دو نوع دیگر برای رشد سواد بصری مهم تر است.

برای اینکه بتوان به مفهوم یک پیام بصری پی برد می بایست ساختار آن را که شامل نقطه ، خط ، سطح ، جهت ، رنگنمایه ، سطح و مقیاس و … تشریح کرد. برای تولید محتوای بصری فنون زیادی وجود دارد که از بین آن کنتراست از مهمترین آنها برشمرده می شود که در مقابل فن هماهنگی قرار می گیرد.

در پایان باید به این نکته اشاره کرد که هر چند در دنیای مدرن امروز با تکنولوژی بالا هنر بسیار فرق کرده اما همچنان حد زیادی از مفاهیم زیباشناسی در آن به شکل قبل باقی مانده؛ همچنین درست است که امروزه دوربین های عکاسی و فیلمبرداری در حال آسان شدن تا حد امکان می باشند و افراد بیشتری می توانند در تولید محتوای بصری شرکت کنند اما باید به خاطر داشت فراگیری فنون درست و آموزش تخصصی و به نوعی داشتن سواد بصری در کنار چنین تجهیزاتی می تواند موفق ظاهر شود.