25
آذرPersian Moons Name
1399
189 بازدید

اسکار نیمایر

یکی از دلگیرترین جنبه‌های سفر این است که جهان اغلب در مکان‌های مختلف یکسان به نظر‌ می‌رسد. برج‌های مرکز شهر توکیو از برج‌های فرانکفورت یا سیاتل قابل تشخیص نیستند. این اتفاقی نیست معماری مدرن بر اساس این ایده بنا شده است که ساختمان‌ها منطقاً باید در همه جا یکسان باشند. چهره‌های اولیه مدرنیسم در مخالفت شدیدشان با هر نوع “منطقه گرایی”، که آن را ارتجاعی ، فولکلوریک و متوسط متوسط‌ می‌دانستند، متحد بودند. اگر قرار نبود دوچرخه، تلفن و هواپیما (همه پیام آوران عصر جدید) به سبک محلی ساخته شوند، چرا ساختمان ها باید این کار را انجام دهند؟  ویگام و گارگویل.

معمار برزیلی اسکار نیمایر کار خود را به عنوان یک معمار مدرن ارتدوکس آغاز کرد و کاملاً عضو این اعتبار جهانی بود. او در سال 1907 در ریودوژانیرو متولد شد – و در اوایل نوجوانی علاقه به معماری پیدا کرد. هنگامی که برای تحصیل به مدرسه ملی هنرهای زیبا رفت ، با گروهی دیدار کرد که به معماران بزرگ مدرنیست اروپایی، به ویژه لوکوربوزیه احترام‌ می‌گذاشتند. او با شور و حرارت خاصی اصرار داشت مطمئن شود که ساختمان‌ها هیچ امتیازی برای فرهنگی که در آن واقع شده اند ، ندارند.

جاه طلبی‌های حرفه ای نیمایر زمانی محقق شد که در سال 1936 ، لوکوربوزیه مأموریت یافت تا برای طراحی وزارت آموزش و پرورش و بهداشت جدید به ریو بیاید. نیمایر برای پیوستن به تیم معماران برزیلی که متهم به کمک به اروپاییان بودند برای اجرای نقشه خود در این ساختمان بزرگ و معتبر دعوت شد.

نیمایر در حالی که با او کار‌ می‌کرد، نهایت احترام را برای لوکوربوزیه قائل بود ، اما در عین حال، نمی توانست ببیند که مهمانش نسبت به خصوصیات فرهنگ و آب و هوای برزیل کور است. نیمایر با جذابیت افسانه ای او ، موفق شد لوکوربوزیه را ترغیب کند تا برخی از اهداف “جهانی” سختگیرانه خود را برای ساختمان کنار بگذارد و به شرایط محلی امتیازاتی بدهد. تحت تأثیر او، پنجره‌های ساختمان “لوورهایی” در برابر آفتاب به دست آوردند و از همه جالبتر، نیمایر لوکوربوزیه را متقاعد کرد که یک قطعه کاشی سنتی پرتغالی، با نقوش انتزاعی، را برای مکانهای عمومی در طبقه پایین سفارش دهد.

نیمایر که از موفقیت خود در این ساختمان جسور شده بود ، احساس‌ می‌کرد برای رهایی از مدرنیسم اروپا آماده است. از او تجلیل‌ می‌شود که شاید اولین معمار در هر نقطه از جهان است که نوعی نوگرایی منطقه ای را اجرا‌ می‌کند: یک تأثیر برزیلی در مدرنیسم . اولین کار کاملاً اصلی وی در سال 1943 (زمانی که 36 ساله بود) به اتمام رسید و به دستور شهردار محلی بلو هوریزونته، رئیس جمهور آینده برزیل، جوزلینو کوبیچچک انجام شد. این یک مجتمع ساختمانی بود که شامل یک کازینو ، یک رستوران، یک سالن رقص، یک کلوپ قایق بادبانی و معروف ترین آن، یک مکان عبادی بود که اکنون به عنوان کلیسای سنت فرانسیس آسیسی در بلو هوریزونته شناخته‌ می‌شود. اگرچه روحانیون محلی از آن متنفر بودند (اسقف اعظم آنتونیو دوس سانتوس کابرال آن را “پناهگاه بمب شیطان نامناسب برای اهداف مذهبی” خواند) ، اما به سرعت به عنوان یک شاهکار شناخته شد.

Gustavo_Capanema_Palace_Rio_de_Janeiro_Brazil_main_entrance_2004.jpg

کاخ گوستاوو کاپانما ریودوژانیرو ورودی اصلی برزیل 2004

این مجموعه هیچ خط مستقیمی در هیچ نقشه ای نداشت و نیمایر پیشنهاد کرد که باید از آزادی جدید به روشهای خلاقانه تری استفاده کرد.

نیمایر از این پس در همه ساختمان‌های خود منحنی هایی را در نظر گرفت و آنها را از نظر ملی گرایی به ویژه ماهیت برزیلی دید. وی گفت: ” خطوط زاویه دار و مستقیم مرا به خود جلب نمی‌کند، سخت و غیرقابل انعطاف، ساخته  انسان.” “آنچه من را به خود جلب‌ می‌کند منحنی آزاد و نفسانی است – منحنی که در کوه‌های کشورم ، در مسیر رودخانه‌های رودخانه‌های آن و در بدن زنان زیبای آن پیدا‌ می‌کنم.” نکته آخر گویاست. نیمایر در طول زندگی خود به شدت پاسخگوی زیبایی زنان بود. او در اطراف ریو به خاطر کارهایش مشهور بود، بسیاری از آنها افراد بسیار کوچکتر از او بودند. در 92 سالگی، او یک دوست دختر پیدا کرد که تازه 25 سال داشت.

همانطور که در وزارت بهداشت، کلیسای پامپول‌ها کاشی هایی در سراسر آن داشت. آنها به بینندگان یادآوری کردند که برزیل‌ می‌تواند مدرن باشد و میراث خود را به یاد بیاورد – ممکن است یک کلیسا به سمت شکل آویز هواپیمای آینده سر تکان دهد، و در عین حال‌ می‌تواند تصویری از سنت فرانسیس و برخی از مرغ‌ها (کاملاً جذاب) را در خود جای دهد.

https://www.theschooloflife.com/thebookoflife/wp-content/uploads/2014/09/002.jpg

سان فرانسیسکو د آسیس پورتیناری(são francisco de assis portinari)

حس و حالی که نیمایر در زندگی از آن لذت‌ می‌برد نیز باعث القا بسیاری از ساختمان‌های وی شد. او احساسات را به عنوان بخشی از یک زندگی پیشرفته و بالغ تغییر موقعیت‌ می‌دهد. او به جای اینکه پیشنهاد کند این استان خاص جوانان است، بی دغدغه ، ظریف یا زیباست، خانه ای را ایجاد‌ می‌کند که تصور‌ می‌کنید‌ می‌توانید یک حسابدار باشید یا در وزارت زیرساخت کار کنید (یک فرد مسئول، سخت کوش بسیار نگران مشکلات فنی و اداری هستید) و بدن خود را خوشحال‌ می‌کنید. شما‌ می‌توانید مکالمه ای داشته باشید که ذهن شما را دراز کند و همچنین به آرامی در قسمت پشت زانوی معشوق خود کاوش کنید. یا ممکن است قبل از یک کنفرانس در مورد نگرانی برای پیش بینی فروش منطقه ای، در سایه‌های گرم بوسه کنید.

017_06_13_igrejinha_da_pampulha_foto_ricardo_laf_01_.jpg

کلیسای کوچک Curio از سائوفرانسیسکو د آسیس

خانه کمی شبیه یک دوست مطمئن و دلگرم کننده است که در زمان مناسب غرغرهای اطمینان بخشی‌ می‌کند.‌ می‌توان تصور کرد که یک زن و شوهر در این خانه به اندازه کافی احساس امنیت‌ می‌کنند تا از نظر جنسی ماجراجو باشند به گونه ای که سالها در خانه عادی خود این احساس غیرممکن بود.

oscar niemeyer canoas house

کانسار خانه اسکار نیمایر

جسورانه ترین تلاش نیمایر برای استفاده از معماری برای تعریف هویت برزیلی با طرح‌های او برای پایتخت جدید، برازیلیا انجام شد. در سال 1956، كوبیتشك از نیمایر خواست تا در ایجاد یك شهر كاملاً برنامه ریزی شده در مركز این كشور، فارغ از فساد پایتخت قدیمی ریو، كمك كند. نیمایر کنگره ملی، کلیسای جامع  یک مجتمع فرهنگی، بسیاری از وزارتخانه ها و ساختمانهای تجاری و مسکونی را تنظیم کرد. او باوقار، امیدوارکننده و در تماس با محیط بومی بود. ساختمان‌های آپارتمانی بر روی چوب‌ها برداشته شد تا گیاهان بتوانند در زیر آنها رشد کنند و با محیط زیست محلی و آب و هوای گرمسیری ارتباط برقرار کنند.

National_Congress_of_Brazil

کنگره ملی برزیل

البته، آثار نیمایر برزیل را نه آنگونه که بود ، بلکه آنگونه که وی معتقد و امیدوار بود روزی به تصویر بکشد. او‌ می‌دانست که معماری‌ می‌تواند امیدوارانه و دلگرم کننده در مسیر خوبی قرار گیرد. برزیل کشوری با فعالیت اقتصادی شورانگیز، جنگل‌های بارانی و روستاهای آمازون، فاولا، فوتبال، سواحل و اختلاف نظر شدید در مورد اولویت‌های سیاسی است. در عوض این ساختمان برزیل آینده را تصور‌ می‌کند. این یک شیشه و بتن مسلح ایده آل برای توسعه کشور به سمت آن است. در آینده، بنا بر این بحث ساختمان، برزیل محلی خواهد بود که عقلانیت در آن قدرتمند است. آنجا که نظم و هماهنگی حکمرانی‌ می‌کند؛ که در آن ظرافت و آرامش طبیعی است. افراد متفکر با دقت کار خواهند کرد و در مورد قانونگذاری دقیق فکر‌ می‌کنند. در دفاتر برج ها، دبیران کارآمد یادداشت‌های توجیهی منطقی را تایپ‌ می‌کنند. سیستم‌های بایگانی کامل خواهند بود – هیچ چیز گم نمی شود، نادیده گرفته‌ می‌شود، مورد غفلت قرار نمی گیرد یا به اشتباه گمراه‌ می‌شود. مذاکرات در جو خرد غیرشخصی صورت خواهد گرفت. کشور کاملاً مدیریت خواهد شد. بنابراین،‌ می‌توان این ساختمان را به عنوان مقاله ای در نیایش مشاهده کرد. این نکته اشاره‌ می‌کند که این خصوصیات مطلوب قبلاً تا حدی توسط کشور و طبقه حاکم آن برخوردار بوده است. ایده آل ها ما را چاپلوس‌ می‌کنند – زیرا ما آنها را نه فقط به عنوان تصوراتی از آینده ای بسیار دور بلکه به عنوان توصیفاتی از آنچه که ما هستیم تجربه‌ می‌کنیم. ما عادت کرده ایم که چاپلوسی را بد بدانیم – اما در واقع این کار بسیار مفید است، زیرا چاپلوسی ما را ترغیب‌ می‌کند تا مطابق تصویر جذابی که ارائه‌ می‌دهد  زندگی کنیم. کودکی که بخاطر اولین تلاشهای متوسط ​​خود برای شوخ طبعی ستایش‌ می‌شود، و در نتیجه شوخ طبع خوانده‌ می‌شود، فراتر از آنچه در حال حاضر اتفاق‌ می‌افتد، هدایت‌ می‌شود و به او کمک‌ می‌کند. آنها به شخصی تبدیل‌ می‌شوند که به طور چاپلوسانه ای از آنها گفته شده است. این مهم است زیرا مانع پیشرفت خوب ما معمولاً تکبر نیست، بلکه عدم اعتماد به نفس است.

نیمایر تا سالهای آخر زندگی پربار بود، در سراسر جهان به تدریس، نوشتن و طراحی مجسمه ها و مبلمان مشغول بود. وی در سال 2012، هنگامی که 104 ساله بود، درگذشت. مراسم تشییع پیکر یک قهرمان به او داده شد و هزاران نفر به کلاس پیوستند. آنچه كه ملت او از آن تقدیر‌ می‌كردند، معماری بود كه تصویری كارآمد و در عین حال ایده آل از خود به آن داده بود. وی این امکان را به برزیل داده بود که از مدرنیسم عقیم اروپا رها شود – و ساختمانهایی ایجاد کند که خاصیت کشور را بهتر نشان دهد. نیمایر به عنوان نمونه ای برای همه معمارانی که مشتاق ساختن بناهایی هستند که خاص بودن محل زندگی آنها را به یاد‌ می‌آورند، باقی مانده است – معمارانی که ممکن است دوست داشته باشند تلفن هایشان از طراحی جهانی برخوردار باشد، اما علاقه دارند ساختمانهایشان از نظر فرهنگی خاص باشد.

منبع:wikipedia , theschooloflife