15
آذرPersian Moons Name
1399
219 بازدید

نقد فیلم متروپلیس

memtrtogofss

memtrtogofss

متروپلیس : Metropolis
کارگردان : فریتز لانگ
نویسنده : تیا فن هوربو
بازیگران :
آلفرد ابل / فردرسن
گوستاو فرولیش / فردر
بریجیته هلم / ماریا ، ماشین آدم نما
محصول : 1927

فضایی خشک با محیطی صلب و بیجان بدون ذره ای لطافت اگر بخاهیم فضای متروپلیس را در یک جمله خلاصه کنیم اینگونه باید گفت برای نقد هر فیلم باید گذری بر کارگردان آن داشت   متروپولیس اثری  در جریان اکرپرسیونیسم  آلمان   که در سال های بعد از جنگ جهانی اول بود ،  شکل گرفت.   همانطور که از این جریان بر می آید این اثر  دارای جزییات فوقالعاده زیادی در صحنه ، تاکیید بر تقارن و تضاد  است

لانگ فردی بود که دنیا را فضایی برای سختی کشیدن متصور میشد و هیج نقطه مثبتی در آن و هیچ راه فراری از این سختی ها نمیدید و سرنوشت بشر را به همین تلخی میپنداشت  این دید وی در فیلمم های او تاثیر مستقیم میگذارد همین طور که در فیلم متروپلیس میبینیم جامعه ای پادآرمانی و متشتج و سرد و بی احساس را نشان میدهد  در میان همه این  تلخی ها لانگ راه فراری از این سردی ها میدید و آن چیزی نبود جز عشق

تنها چیزی که میتواند بشریت را از این شرایط سخت به آرامش دعوت کند  با این حال در فیلم های لانگ حتی صحنه های عاشقانه عمر زیادی نداشتند در آثار او عاشق و معشوق فرصتی برای ابراز احساساتشان به هم ندارد

در این اثر لانگ فضا ها به شکلی طراحی شده اند که فشار حداکثری را به محیط داخل آن فضا متصور میشود

جریان فکری لانگ در اثر جو موجود در جامعه شکل گرفته بود

پس از  پایان جنگ جهانی اول المان با تورم 60 برابری مواجه میشود و عدم امنیت شدیدی در جامعه شکل میگیرد  و همین شرایط سبب تشکیل فضایی خشک و سرد میشود که سعادتی در آن وجود ندارد

به نوعی میتوان اتفاقات این دوره را در فیلم های لانگ دید

شرح فیلم

در سال 2026  انسان ها به دوسته تقسیم شده اند

اندیشیده و کارگر

دسته اول در آسمان خراش ها و دسته دوم در دالان هایی درون زمین

 گارگر ها در محیطی خشک و بی احساس و سرد در حال کار اند و حالتی ربات گونه  دارند در این میان زنی به نام ماریا سعی در نجات آنها دارد  اما انها را به تشویش تشویق نمیکند و میگوید منجی خواهد امد وآنها را از این وضعیت رهایی خواهد داد

منجی رابطه ای بین قشر سرمایه دار و کارگر ایجاد خواهد کرد

شهردار شهر نسبت به کاگردان  بیتوجه است اما در این بین پسر وی این موضوع برایش اهمیت دارد

روزی پسر شهر دار به زیر زمین میرود  و ماریا را میبیند وشیفته او میشود

در این میان شهر دار متوجه جلسات مخفی ماریا میشود به دانشمند شهر دستور میدهد وی را بدزد و رباتی را بجا آن به زیر زمین بفرستد

بعد از این اتفاق ربات ماریا شکل مردم را  به اشوب دعوت میکند  پس از اشوب مردم سد اب را خراب کرده  بیخبر از اینکه کودکانشان در حال غرق شدن هستند  پس از این موضوع کارگران خشمگین از ماریا آنرا میسوزانند  اما  متوجه میشوند که او ماریا نبوده و یک  ربات بوده   در انتها پسر میان پدر و کارگران رابطه ای دوستانه برقرار میکند و  فیلم پایان می یابد

*متروپلیس یکی از فیلم های مورد علاقه ادولف هیتلر بود

منبع: برداشت آزاد از فیلم، 5art, مجله نقد سینما، ویکی پدیا(متروپلیس)، ویکی پدیا(اکسپرسیونیسم آلمان)